ای کاش حدیث کوچ ما کم میشد........

 
عید بر عاشقان مبارک باد
نویسنده : Shahla ایزدی - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٠
 

سلام دوستان

میدانم که بعضی از شما منتظر بقیه بیوگرافی من هستید . چشم اونم بر روی چشم و دیده قول میدهم در پست بعدی ادامه بدهم   . اما حیفم آمد که بمناسبت حلول عید سعید فطر چیزی ننویسم چون من فکر میکنم که عید یک پاداش است برای کسانی که یکبار دیگر زمانی برای آنها داده شد تا خود و وجود پنهانی خود را در بوته آزمایش بگذارند . از نظر من ماه مبارک فقط نخوردن و نیاشامیدن نیست  اصلا؛ من فکر میکنم یک قسمت  بسیار ساده و آسان آن همین است و در کنار آن مسائلی وجود دارد که اگر با دیده باز ّ به‌آن نگاه کنیم  معنی و مفهوم عمیقتری پیدا خواهد کرد از نظر من  آمدن ماه مبارک رمضان یعنی دادن یک زندگی دوباره و فرصتی برای جبران از دست داده هامان .           بهر ترتیب یکماه گذشت و بعضی از ما از این امتحان خشنود بر آمدیم و بعضی ناکام و امیدوار به رحمت خدا و منتظر رمضانی دیگر .

عید رمضان امــــد و ماه رمضــــــان رفت

صدشکر که این آمد و صدحیف که آن رفت

دوستان خوبم عیدتان مبارک و در هر کجا که هستید شاد باشید و ما هم با خاطرات خوب سالهای بسیار دور که در کنار خانواده ائی بزرگ بودیم و عیدی داشتیم و براتی خوش هستیم  .  اما دوستان یک موضوعی من را بشدت رنج میدهد و نمیتوانم از گفتن آن خود داری کنم چون فقط در این دنیای مجازی پر از نور و سیم و صدا میشود حرف حق را زد حتی اگر گوشی برای شنیدن و دلی برای همدردی نباشد اما حداقل احساس سبکی به انسان دست خواهد داد . اینروزها در تلویزیون آریانای که از کابل پخش میشود  برنامه هائی از کمکهای این تلویزیون به درماندگان پخش میشود که برای من دردناک است و نمیدانم چرا ما گاهی اوقات آنقدر به مطرح کردن خودمان علاقه داریم که برای آن نابود شدن احساسات و جریحه دار شدن غرور هیچکس حتی یک طفل کوچک برایمان مهم نیست . کمک به مستمندان و نیازمندان یکی از بزرگترین وظیفه ائی است که خداوند بر دوش ما گذاشته است  و اگر هر کدام از ما توانائی انجام  آن را داشته باشیم منتی بر هیچکس نداریم اما من نمیتوانم درک و قبول کنم که چه طور کسانی با کمک کردن  به دیگران به طور نمایشی باعث آزار و اذیت آنها میشوند . امروز در تلویزیون آقای بیات دیدم که به بچه های کوچکی که کارگرانی خورد با قلبهائی  بزرگ هستند تحفه هائی میدادند و آنها را وادار میکردند که ضمن نالیدن از نداشتن کالای نو برای عید با لبهائی خندان و چشمانی که اگر چشم حقیقت بین داشتیم میتوانستیم خجالت و شرمساری را در آنها ببینیم از بنیاد بیات تشکر کنند. خیلی برایم سخت و غم انگیز بود  . ایا نمیشود این کمکها به طور پنهانی و با مخفی نگه داشتن غرور و عزت نفس یک فامیل باشد . واقعا؛ نمیدانم  اما فقط امیدوارم زمانی برسد که این کمکها فقط برای شاد ساختن انسانها و خشنودی خداوند باشد و در پس این پرده اینهمه خودخواهی و تعریف و تمجید نباشد چون من معتقدم که یک کار نیک آنچنان انسان را راضی و خشنود میسازد که نیازی به تعریف و صفت کردن هیچکس نیست .

اما میدانم که تا بوده همین بوده و تا هست همین هست  پس بیائید دعا کنیم که کمتر شاهد این جریحه دار کردن غرور مردمی ضعیف و کم دست باشیم.

در پایان باز هم این عید بزرگ را با دسته دسته گل و شکوفه خدمت تک تک شما دوستان و عزیزانم تبریک میگویم و از خداوند قبول طاعت و عبادت همه شما را خواهانم    شاد باشید و دستگیر نیازمندان بدون هیچگونه چشمداشتی 


 
comment نظرات ()