ای کاش حدیث کوچ ما کم میشد........

 
وقتی تو آمدی
نویسنده : Shahla ایزدی - ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٠
 

اینجا سرزمین سایه های خیالی بود و ابر

اینجا طوفان غبار بود و غم   اینجا هوای روزمرگی بود و بس

اما   آن شب که تو آمدی   و شاپرکهای نگاهت   برشاخسار چهره ام چرخیدند   هوا ،هوای دیگری شد 

آن شب که تو آمدی و شادمانه خندیدی  از هر لحظه ام گلی روئید خوشبو

آن شب در نگاهت موجی بود بیقرار     قایقی برای رسیدن به         ساحلی آرام     و هوای ابری اینجا هوای دیگری شد             و دل کوچک من   بی تاب لحظه های با تو بودن         آمدی و انتهای بی خود شدن را     به من نشان دادی و    میدانم رفیق روزهای غم گرفته ام خواهی شد                        ایکاش     ایکاش   باشی

 


 
comment نظرات ()