ای کاش حدیث کوچ ما کم میشد........

 
ترا من چشم در راهم
نویسنده : Shahla ایزدی - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢۳
 

يکبار به تو گفتم : نازنينم با من بيا تا برای هميشه با هم باشيم

در جوابم گفتی : با تو بودن درد هجران بی تو بودن را کم می کند که برای من سوز و گداز از عشقت سرشار لذت است.

گفتم : به خانه ام بيا و همخانه ام شو    گفتی : آواره تو بودن را ترجبح ميدهم

گفتم  :آخر تا کی بايد منتظرت بمانم       گفتی : قداست انتظار را درياب و سکوت کن  و اينچنين بود که من منتظرت ماندم 

سالهای بی پايان     ماههای بی انتها

هفته های طولانی    روزهای نامحدود 

ساعتهای متوالی     و ثانيه های بيشمار 

قلبم به احترام تو می زد  و در برابر رنج انتظارت زانو نزد      چشمانم دريا شد و به ساحل چشمانت اميدوار بودم    و حالا من ترا        هنوز چشم در راهم .                                                


 
comment نظرات ()