ای کاش حدیث کوچ ما کم میشد........

 
شنبه های پر کاری و خستگی ، در آخر دنیا
نویسنده : Shahla ایزدی - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٩
 
یکی از خصیصه های شنبه ها در اینجا اینه که تموم هفته را چشم انتظار آمدن شنبه و یکشنبه میمونی ولی وقتی که میرسه آنقدر ذوق زده هستی که نمیتونی ازش استفاده کنی .اول باید بری خرید بعدش باید شستشو وپخت وپز و هزاران هزارن کار دیگه که در طی یکهفته انبار شده انجام بدی ،تازه وقتی شب یکشنبه میشه و روز شنبه به پایان میرسه میبینی هنوز کلی کار روی دستت مونده و تازه از روزهای نورمالی که میرفتی سر کار خسته تر و درمونده تر هستی .
اما من همیشه سعی میکنم یه جائی هر چقدر کوچولو برای مطالعه بزارم که البته با توجه به تعداد کم کتابهای فارسی که در کتابخونه اینجا هست این کار هم بعد از دو سه بار خوندن همه کتابها تکراری میشه و باید دوباره بری به سراغ کامپیوتر و کتابهائی رو که احتیاج داری از اونجا به هزار زور پیدا کنی شما دوست عزیزی که یه سایت کتابخونه ائی خوب سراغ دارید همین حالا پاشو و بمن کمک کن و برام یاداشت بزار ازت ممنونم
خوب حالا بهتره تشکر کنم از دوستانی که هر چند اتفاقی از وبلاگ من دیدن کردند چه اونهائی که یادداشت گذاشتند و چه اونائی که حوصله اش رو نداشتن یا وقتشو ،بهر حال ممنونم.
راستی یه موضوعی یادم اومد دوستانی که یه ناشر توی اروپا سراغ دارند اگر به من معرفی کنند کمک بزرگی به من کردندو من تا ابد سپاسگزارشون میشم . همه ء دوستانی که به شعر و شاعری و نویسندگانی علاقه مند هستند یا دستی توی این کار دارند میتونن برای من یاد داشت بزارن تا بیشتر با کارهای هم آشنا بشیم. حالا دیگه باید برم وبه یکی از اون هزارتا کاری که گفتم در شنبه ها باید انجام بدم برسم تا عمری اگه باقی موند روز یکشنبه باز هم یه چیزائی بنویسم
یا هو یا علی مدد حق یارتان
 
comment نظرات ()