ای کاش حدیث کوچ ما کم میشد........

 
واقعا؛ علت زیستن ما چیست؟
نویسنده : Shahla ایزدی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۱
 

اگر از بهانه هایم برای زیستن بخواهی بدانی ابتدائی ترین و ساده ترین آن ترس از

مرگ است  که در وجود هر انسانی بی کم وکاست خانه دارد .  شاید کسانی

باشند که صراحتا؛ بگویند از مرگ نمیترسند اما این شجاعت را که در گفتنش دارند

کافی نیست بلکه در عمل باید از آنها پرسید که اگر در دوقدمی مرگ هم باشند

 نظرشان همین است یا نه ؟

اگر از دومین  عامل برای زیستن میخواهی سر در بیاوری بدان که وجودفرزندانم

 بیش ازهرچیزمصمم میسازد تازنده باشم و مردانه زندگی کنم چون همیشه فکر

میکنم نیازمند مراقبتهای من هستند هرچند که برومند باشند و بی نیاز به

  اگر از آخرین علتش میخواهی آگاه باشی  عشق به زندگی   عشق به آب و خاک

و هوا  عشق به بودن و خواستن خوبیها را هم به بقیه عوامل اضافه کن.  پس می

بینی ما برای این زندگی نمی کنیم چون چاره ائی نداریم  نه  نه ما زندگی

چون زندگی را دوست داریم و به آن عشق می ورزیم .

پسرم میگوید : مادر دنیا بزرگتر از دید من و شماست

من میگویم :  پسرم زیبائیهای دنیا راباید بزرگ دید نه اندازه و پهنای آن را

مادرم همیشه میگفت : قدر خود را بدانید  این گفته اش برایم گاهی کم مفهوم به

نظر می آمد اما حالا که حقارتهای انسانها را به چشم می بینم و خورد شدنها ی

 بی دلیل را  و تحمل کردنهای مظلومانه وگاهی احمقانه راتازه می فهمم که هر

از ما چقدر می توانیم بزرگ باشیم و عظیم   و چرا باید قدر خود را بدانیم . کرامت

انسانی ما بی نظیر و بی بدیل پس انسان باشیم تا بزرگ باشیم .


 
comment نظرات ()