ای کاش حدیث کوچ ما کم میشد........

 
باز هم اندر حکایت تجلیل از جشن استقلال
نویسنده : Shahla ایزدی - ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٤
 

سالها بود که دوستان و آشنایان برای تجلیل از روزهای مهم و ملی به شهرهای مجاور می رفتند و البته این در صورتی بود که برنامه این جشنها با برنامه جشن در شهر ما یکی نبود به طور مثال امسال برنامه  جشن تجلیل از استقلال افغانستان  در شهر هلسنکی به یکهفته بعد  از مراسم ما یعنی دیروز افتاده بود . من هرگز برای شرکت در چنین مجالسی که در شهرهای دیگر است وقت و زمان کافی نگذاشته بودم اما دیروز بخواهش یکی از دوستان در ساعت دوازده ظهر تصمیم گرفتم که بروم و در ان مراسم شرکت کنم . گاهی آشنا شدن با برداشتهای دیگران از این مراسم برای انسان تجربه ساز است بهر حال چون دو روز قبل متاسفانه ماشین خودم تصادف سختی کرد و خودم خوشبختانه جان سالم به در بردم تصمیم گرفتم با ماشین دوستم به این مراسم بروم  . خلاصه فاصله شهر ما  تورکو   تا شهر هلسینکی حدودا؛ دوساعتی میشود ما رفتیم و تا محل مراسم را پیدا کنیم کمی وقت گرفته شد . چه دردسرتان بدهم که با پیدا شدن محل و خریدن تیکتهای دو یوروئی به داخل سالن راهنمائی شدیم در ابتدا کاملا؛ احساس کردم که اشتباها؛ به داخل سالون عربها آمده ام چون در بدو ورود با صحنه ائی مواجه شدم که برایم قابل قبول نبود و آن دیدن دخترکی فنلاندی با لباس نیمه برهنه عربی و در حال رقص عربی با موزیکی بلند و سرسام آور بود و تعجب آور تر اینکه شدیدا؛ با دست زدن و سوت مهمانان که به وجد آمده بودند همراهی میشد . راستش را بخواهید برای چند ثانیه خشکم زد اما بعد خودم را پیدا کردم و بر روی یک صندلی نشستم  تا ببینم چه پیش می آید و این  نشستنم همزمان با پریدن دخترک از روی سن و تکان دادن بدنش برای افراد نشسته در ردیف اول بود ............

زهی تاسف  که شاهد چنین صحنه ائی در برنامه ائی که نام مقدس استقلال و آزادی بر تارک آن می درخشد بودم .  واقعا؛ نمیدانم چه عاملی باعث شده بود که دست اندرکاران این مراسم فقط به خوشی کاذب و لحظه ائی مهمانان فکر کنند و برنامه ائی درست نکنند که در خور و شان افغانستان و ملت افغانستان و نام بزرگ آزادی باشد . بهتر نبود اگر چند برنامه و رقص محلی و فولکلوریک وطنی را می گنجاندند و به جای نشان دادن تن و بدن یک رقاصه خارجی کمی در باره ارزش داشتن کرامت انسانی آدمها در اروپا  داد سخن داده میشد . اینگونه برنامه ها که در همه جای اروپا به وفور دیده میشود و نیازی نیست که ما خودما هم آن را در بین خودمان رواج بدهیم  . دنیا دنیای اینترنت و ماهواره است و هر کسی با فشار یک انگشت میتواند دلخواسته های خود را بر ای خود ضبط و حفظ کند . مانباید فراموش کنیم که چنین روزهائی فقط و فقط برای شناسانده فرهنگ اصیل و قدمت این فرهنگ که گرفتن استقلال توسط برادران و خواهران ما هم جزئی از آن بوده است  میباشد و و درچنین گردهمائی هائی است که فرصتی دست میدهد که ما داشته ها و آموخته های خود را به فرزندانمان انتقال بدهیم انهم در این غربت که هیچ  چیزی رنگ و بوی وطن را نمیدهد و ما و فرزندانمان هزارن کیلومتر از واقعیتهای وجودیمان فاصله داریم.  . خلاصه بعد از چند پارچه رقصهای آنچنانی برنامه توسط جوان خوش صدای افغانی ادامه پیدا کرد که حداقل توانستیم صدای آرمونیه و طبله را که آهنگهای زیبا و اصیل افغانی را می نواخت بشنویم  . کنجکاو شده بودم که لیست پروگرام را ببینم شاید قبل از ورود من برنامه ائی پر بار با بعد معنوی و اصیل اجرا شده باشد اما دریافتم که متاسفانه فقط دو  مطلب در باره چگونگی  به دست آوردن استقلال خوانده شده و خبری از برنامه های هنری و اصیل افغانی در این مراسم خالی بوده است .

بهرحال برنامه پایان یافت و من دوباره به طرف شهر خودم براه افتادم و  در راه همانطور که جنگلهای انبوه و سرسبز را از نظر میگذراندم  با خودم فکر کردم راستی اگر من اطلاعاتی راجع به فرهنگ و کلتور افغانیت نداشتم امروز از این مراسم چه دست آوردی یافته بودم و چه اموخته مفیدی را با خود به منزل میبردم . باید بگویم که متاسفانه هیچ و هیچ .

البته این نوشته های من دلیلی بر این نیست که زحمات گردانندگان این پروگرام را نادیده بگیرم  بلکه باید بگویم در قسمت نظم و انضباط همه چیز خوب بود   ولی  اگر فقط کمی بیشتر به اصالت فرهنگی افغانستان توجه میشد خیلی بهتر بود   چون تجلیل از چنین روزهائی فقط دیدن برنامه های هیجانی و شاد نیست بلکه باید این برنامه ها کمی هم بار فرهنگی داشته باشند. به خانه رسیدم در حالی که  با خودم می گفتم راستی تفاوت از کجا تا به کجاست و آیا من زیادی حساس و نکته بین هستم و یا دیگران زیادی بیخیال....................


 
comment نظرات ()