قیصر امین پور شاعر ایرانی و استاد دانشگاه تهران، بامداد امروز (سه شنبه ۸ آبان) در سن چهل و هشت سالگی در تهران درگذشت. نقل از سایت بی بی سی
بر مرگ در مپیچ که هر زنده مردنی است
در مرگ زنده باش که آن ش ستودنی است
تاسف و تاسف تسلیت و تسلیت
تصمیم نداشتم تا چند روز دیگه چیزی در این صفحه بنویسم اما خبر تاسف انگیز مرگ کسی که هم شاعر بود و هم عاشق مرا وادار کردکه چند خطی را بیاد این عزیز شاعر بنویسم.
خبر را از سایت بی بی سی امروز گرفتم و بدبختانه چون تمام کسانی که دور از وطن هستند همیشه دیر میرسیم و همیشه دیرتر خبردار میشویم . مشکلات زندگی در غرب و بطور ناخواسته عجین شدن با حوادث و اتفاقات اینجا کمتر وقتی باقی میگذارد که هر اتفاقی را در اولین ساعات وقوع دریابی و این هم از معایب جلای وطن است. به هر حال این خبر مرا برد به حدودا؛ بیست سال پیش در کتابخانه مرکزی شهر شیراز و کانون جوانان و شب شعری که قیصر نازنین را دیدم او جوان بود و من بسیار جوان قطعه شعری خواندیم و اختلاطی کردیم شاعرانه و جوانانه . البته ایشان آنزمان فقط برای کودکان می نوشت و چه زیبا هم می نوشت. ملاقات بعدی ما هشت سال بعد در بوفه دانشگاه تهران بود . او مسن تر شده بود و من پخته تر بازهم گپ و گفتگوئی بیشتر دوستانه و کمتر شاعرانه . دیگر ندیدمش
یادش بخیر و نمیدانم آیا بعد از رفتن ما هم کسی هست که بگوید یادش بخیر امیدوارم
درد حرف نیست
درد ، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟