ای کاش حدیث کوچ ما کم میشد........

 
باز هم فاجعــــــه ( بغلان افغانستان)
نویسنده : Shahla ایزدی - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱۸
 

خدایا ؟

اگر این دل نازک و بی تاب را به ما نمیدادی چه میشد ؟  اگر ما را هم چون عده ائی بی خیال می آفریدی اصولا؛ به کجای دم و دستگاه شما و کائنات بر میخورد . نمیدانم شاید  در آن صورت آنقدر زندگی برایم مشکل میشد که مرگ را بر بی دردی ترجیح میدادم . قصه را  کوتاه کنم  بازهم همان اتفاقات تلخ و دردناکی که انسان نمیداند به خاطرش چه کسانی را سرزنش و ملامت کند . این بار بمراتب بدتر از هربار .

طبق معمول اخبار را ابتدا از همسر گرامی دریافت کردم البته با آب و تاب کمتری چون به خصوصیات اخلاقی بنده وارد است و میداند  که  دلم طاقت ندارد وعزاداری را شروع میکنم . همین طور هم شد بالاخره طاقت نیاوردم سراغ اینترنت آمدم و دریافتم آنچه را باید میدانستم . به سراغ کانال تلویزیونی آریانا که برای ما قابل دسترس است رفتم و تصاویر فجیع و دردناکی را دیدم که دل هر بیننده ائی رابه درد می آورد.  انفجار در بغلان افغانستان و کشته شدن تعدادی نماینده مجلس و بچه های بیگناهی که از طرف مکاتب برای استقبال از وکلای مجلس رفته بودند.

 دیشب در مورد اطفال مکتب و خانواد های آنها برنامه ائی را نشان داد ند و من از خشم و درد لبریز شدم . به آشپزخانه رفتم تا اشکهایم را همسرم نبیند . من از خودم و از  مردمان زجر دیده و ناتوان خجالت میکشم  .  ازخودم خجالت میکشم که چیزی جز اشک ندارم تا برای آن مادر سه فرزند از دست داده بدهم و از بقیه برای آین خجالت میکشم که شاید آنها که در بین آتش و جنگ نشسته اند  را نتوانم بخوبی درک کنم .  جنگ فغقط این نیست که در میدان با توپ و تفنگ باشد جنگ فقط بمباران هوائی و تانک و تیر بار نیست . اینهم جنگ است  اینهم  ظالمی دارد و مظلومی  .  به آشپزخانه رفتم و اجازه دادم که اشکهایم بی هیچ کوششی برای فرونشاندنشان بریزند . و اجازه دادم تا کمی زنگار و غصه دلم شستشو داده شود . شما نمیدانید که دو شب است که خواب به چشمانم بیگانه شده است و دلم بیاد کودکان وطن در آتش است . نمیدانید که چقدر متاسف و  . شایدهم بدانید و از منهم بدتر باشید  

من در مورد دیگر کشته شدگان و بازماندگان آنها چیزی نمینویسم چون میدانم که هر کاری تاوانی دارد و شاید تاوان خدمت و انتخاب این راه در کشور ناامنی چون افغانستان هم همین باشد  شاید آنها از ابتدا این را میدانستند و آگاهانه انتخاب کردند و این غرامت را پرداختند. من فقط از اطفالی که بی گناه و خطا و بی آنکه بدانند واقعا؛ چرا کشته شدند حرف میزنم ،  اطفالی که شاید مغزهای متفکر  و اندیشمند آینده افغانستان در  بین انها بود .  اطفالی که هر کدام چراغ دل و دیده پدر و مادری بودند.   حالم بد است و اشک مجال را از من گرفته است زمان میبرد تا به حالت عادی برگردم . بعد از زلزله شهر بم در ایران درست  دو ماه من در بستر بیماری بودم و دارو مصرف میکردم . از خدا میخواهم کمک کند تا هر چه زودتر بتوانم به حالت عادی برگردم . هر چند که با دیدن  این همه مصائب در همه جهان و دیدن و شنیدن اینهمه ستمی که خصوصا؛ به زنان و کودکان در دنیا میشود دیگر بیش از این حرفها پوست کلفت شده ام   .   برای اطفال از دست رفته در این حادثه آرزوی زندگی بهتر از آنچه در این دنیا داشتند دارم  .

                         

عکسی را که در اینجا گذاشته بودم به تقاضای مهربان دخت افغان بانوی شاعره مژگان جان  شفا دوست بسیار خوبم که چون خودم دلی دارد نازکتر از برگ یاس برداشتم  تا دیدنش باعث رنج بیشتری نشود و بهتر دیدم که در اینجا در باره موضوعی هم توضیح کوچکی بدهم . همزمان با اتفاق دردناکی که در بغلان ، افغانستان افتاد . ماهم در کشور فنلاند و در نزدیکی هلسینکی شاهد رویدادی بودیم که پرچم این کشور را به علامت عزاداری نیمه افراشته ساخت . ماجرا از این قرار بود که پسر هیجده ساله ائی در مدرسه با آتش گشودن به روی همکلاسیها و معلمانش تعداد ده نفر از آنها راکشت و در محاصره پلیش با آخرین گلوله به زندگی خود هم خاتمه داد . این پسر جوان چندین روز قبل در سایت یو توب عکسهای خود را بااسلحه قرار داده بود و گفته بود که میخواهد چنین عملی را انجام بدهد . هزاران نفر از این سایت دیدن کردند اما هیچکس او را جدی نگرفت .

ایت رویداد برای کشور بسیار آرام و امنی چون فنلاند که بندرت در آن جرم و جنایتی رخ میدهد باعث  تعجب ، رنج و تاسف شدیدی شد و رسانه ها با پرداختن به کالبد شکافی این موضوع هنوز هم تحقیقات خود را ادامه میدهند .  این مملکت چنان آرام و بی سرو صداست که صدای ماشینهای آتش نشانی و یا پلیس را به ندرت می شنوی و آنوقت پسر کوچک من که بسیار شوخ و شیطان است با شنیدن چنین صدائی میگوید مادر نگران نباش اینهمه سروصدا برای این است که احتمالا؛ توپ پسر بچه ائی شیشه ائی را شکسته و یا گربه ائی بر روی درخت گیر کرده است . این هم به شوخی گفته میشود اما واقعیت دارد .

 بامید اینکه زمانی این آرامش و امنیت به کشورهای خاور میانه و همچنین وطن ماهم سرایت کند و برای نوجوانان جان باخته در این ماجرا آرزوی سعادت ابدی داریم  آمیــــــن 


 
comment نظرات ()