سلامی چو بوی خوش آشنائی .
سلام به اونها که در خاک پاک وطن هستند به سختی ولی عاشقانه زندگی می کنند. سلام به اونائی که دور از وطن، غریب هستند و درد غربت رو هم حس میکنند و هنوز هم عاشق مونده اند. و سلام بر اونائی که در غربت هستند و کلمه وطن واژه کهنه و فراموش شده ائی براشون هست که حتی به درستی نمی دونند که چه کسی این واژه را وارد لغت نامه ها کرده است.
اما دوستان از قدیم گفته اند که پهلوان زنده را عشق است راستی کی میدونه این واژه معنی اش چیه چند روز پیش داشتم کتابی رو میخوندم که عین همین واژه توی اون نوشته شده بود به گذشته ها پرتاب شدم مث یه شهاب سنگ که باسرعتی بعید به طرف مقصدی نامعلوم میره به گودال سالهائی افتادم که شب و روز بجای درس خوندن کتابهای غیر درسی رو لابه لای کتابهای درسی مخفی میکردم و می خوندم هر تکه کاغذی که چیزی روی اون چاپ شده بود بهانه ائی بدستم میداد که ساعتها بشینم اون رو بخونم و تحلیلش کنم . عطش خواندن و دانستن رهایم نمیکرد .
اونوقتها در کتابی همین ضرب المثل را خوندم و تا از دبیر ادبیاتمون که مث کنه بهش میچسبیدم معنی اون رو نپرسیدم ول نکردم . درست یادمه یه بعد از ظهر اواسط پائیز بود از اون پائیزهائی که آدم ناخود آگاه دلش میخواد عاشق باشه و گریه کنه. گوشه مدرسه نشسته بودم و کتابی عاشقانه و رمانتیک رو میخوندم قهرمان داستان که پسری زیبا و برازنده بود مرد و دختر قصه که سخت عاشقش بود براش روز و شب اشک ریخت و نالید اما اما زمانی که خواستگاری معقول و مقبول پیدا کرد و از ازدواج با اون سر باز زد معلم روانشناسی که مادر دختر دست به دامنش شده بود تا دختر را راضی کنهُ اون فقط با یک جمله تمام معیارهای روانشناسانه را نابود کرد و رک وراست به دختر گفت : ببین جونم تا جوونی و برو رو داری کسی به سراغت می آد بعد از اون باید بشینی و خوابشو ببینی میدونم عاشق بودی اما اون که رفت به این یکی فکر کن قهرمان مرده فقط یک قهرمان مرده است نه چیز بیشتری اما پهلوان زنده را عشق است.
و به این ترتیب خوندن یک ضرب المثل تکه ائی از خاطرات من رو برداشت گرد و غبارش رو تکوند وبهم تقدیم کرد.
نظرات ()