باورم وقتی ترک برداشت
درست مثل بادامی درشت و تلخ
در انبوه شيرينی و عطر بادامهای کوهی تلخ و گزنده بود
آخ دهانم تلخ شد و روزگارم تلختر از کامم
تکه های پاشيده شده باورم را برداشتم تا بچسبانم
اما دريغ و درد
آب ريخته جمع نشد.