سلام دوستان خوبم
درست دو ماه از تاریخ اسباب کشی ام به خانه جدید میگذره و با مشغله های جدیدتری دست به گریبان هستم
دلم برای این خانه و تمام دوستان بی نهایت تنگ شده بود . گاهی گذری و نظری اجمالی به وبلاگهای دوستان می انداختم اما مجال رسیدگی واقعا" نبود . بهر تقدیر امروز تصمیم گرفتم چند کلمه ائی بنویسم اما نمیدانم از کجا و به کجا
زمستان ما شروع شده . هوا سرد و تاریکی حکمفرماست اما این روزها کمی اعتقاداتم عوض شده و معتقدم به هر چیزی خوب نگاه کنی خوب خواهی دید . خوشبختانهاین تغییر دید کمک بزرگی به زندگی من کرده و احساس بهتری دارم .
بر روی کتاب تازه ام با تمام جدیت در حال کار هستم . تحقیقاتی مربوط به موضوع این کتاب در حال انجامه که بوسیله محبت دوستان به موفقیت نزدیکه . روز و روزگار کاری هم بهر تقدیر میگذره و من تمام تلاشم را برای بهتر بودن و باز هم بهتر بودن میکنم .
دیگر اینکه هفته گذشته جشن تولدم بود نپرسید چند سالگی اما بود و بد هم نبود طبق معمول خانواده چهارنفری ما البته باضافه دوست دختر ایتالیائی علی آقای ما این روز خجسته و میمون !!!!!! را جشن گرفتیم . چقدر هم که خجسته بود و فرخنده . خدا کند سال دیگر هم زنده باشم و در خدمت شما . اما دوستان نازنینم . اتفاقات زیادی افتاده کمه باید دونه به دونه و سرفرصت راجعش بنویسم اتفاقاتی که کلی دید و نظر منو نسبت به اطرافیان و زندگی کاری و خانوادگیم تغییر داده و خوشبختانه این تغییر مثبت بوده
الان سر کار هستم و نباید سواستفاده از وقت کنم پس خداحافظ تا بعد
نظرات ()