امروز بعد از حدود هشت ، نه ماه به وبلاگم سر زدم و حوصله پیدا کردم که ببینم که در کجای کار قرار دارم . علت سر نزدن به وبلاگم و ننوشتن در اون این نبود که چیزی برای نوشتن نداشتم نه علتش این بود که وقت کافی برای این کار نداشتم . مسافرت کردم ، کتاب تازه ائی را شروع به نوشتن کردم و از همه مهمتر مقدمات چاپ کتابم را فراهم کردم که خوشبختانه تقریبا ؛ امیدوار کننده است که بزودی بزیر چاپ بره . اما از دردسرهای چاپ کتاب با هزینه شخصی وبی پولی که بگذریم . لطف و محبت دوستان اهل قلم و دوستداران ادبیات ایران زمین اگر نبود من هرگز به خودم جرات و جسارت نمیدادم که در عرصه شعر و رمان اقدام به چاپ کتاب کنم اما محبت این دوستان که خالصانه و بدون کمترین چشم داشتی از وقت و زمان با ارزش خود برای من مایه گذاشتند و مرا برای این کار راهنمائی و کمک کردند مثل چشمه گوارائی بخش مهمی از وجود من را سیراب کرد که اگر حتی موفق به چاپ آثارم نشوم اما برای همیشه خاطره مهربانیها و کمک های این عزیزان از خاطرم فراموش نمیشه . در اولین فرصت وقتی که موفق شدم و کتابم به زیر چاپ رفت شرح مفصلی در باره این هفت خوان رستم یعنی از آماده تا چاپ شدن کتاب برای علاقمندان در این بخش می نویسم .
اما دوستان امروز دهم مارس است و دو روز از همایش روز زن می گذره دو روزی که برای من سخت تمام شد . میدانید چرا چون در سمینار و همایش های مربوط به زنان شرکت کردم و با دقت به گفتار و کردار گرداندگان این برنامه ها توجه کردم و در پایان فهمیدم که روز زن فقط در چهار چوب و کلیشه گفتگو و بحث پیش میرود و عملا؛ اقدامی که برای احقاق حقوق زنان در سراسر دنیا صورت میگیرد در مقابل ظلم و تعدی به نسل زنان آنقدر ناچیز و بی اهمیت است که میتوان گفت اصلا؛ به چشم نمی آید پس بنابر این با روز زن تا سال دیگر و همایش دیگر باید خداحافظی کرد و باید منتظر ماند تا دستی از غیب بیرون بیاید و برای زنان کاری بکند. اااااا
نظرات ()