ای کاش حدیث کوچ ما کم میشد........

 
دلم گـــرفته
نویسنده : Shahla ایزدی - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥
 
دلم گـــرفته

این روزها باز هم سخت دلم گرفته و دل تنگم . امروز این شعر گونه با تمام کمی و کاستی هایش را نوشتم  ضمیمه هم عکسی است که همین الان از آسمان برفی و شاخه درختی مشرف یه اتاقم برداشتم . نا رسائی این شعر  را به رسائی خود ببخشید.

همچو آسمان ابری و سیاه

دلم گرفته از این شهر بی صدا

خسته ام از اینهمه سکوت

از این همه شکایت و از این رکود

اینجا پرند ه ها  نیامده رفتند

هنوز گلها نشکفته پژمردند

اینجا بهار نشده پائیزیست

هنوز خزان نیامده بی برگیست

گلوی صبح همیشه خونین است

غروب هم که تا بوده غمگین است

عشق اما مغوله ایست غریب

عاشقی قصه ای است بس عجیب

اینجا جدائی بمعنای پایان نیست

و لبخند هم علامت یاران نیست.


 
comment نظرات ()