ای کاش حدیث کوچ ما کم میشد........

 
هذیان
نویسنده : Shahla ایزدی - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳
 

در مکانی  که نمیدانم کجا بود و در زمانی که نمیدانم چه وقت بود و در وبلاگی که بازهم نمیدانم نویسنده آن چه کسی  چه بود خواندم،

برگها در نهایت زوال و بیچارگی از درخت می افتند و میوها در غایت کمال و رسیدگی

انتخاب با خود تو است که در نهایت کمال بیفتی و یا در غایت زوال

آنچه غیر قابل انکار است این است که در افتادنت شکی نیست و روزی خواهی افتاد.

نمیخوام حرفهای کلیشه ائی یا فلسفی و مد روز بزنم اما میخوام بگم گاهی در چند خط نوشته کوتاه دنیائی مطلب است  البته اگر ما بتونیم اونو به موقع بگیریم  ب   گ   ی    ر  یم

این مطلب منو به فکر انداخت که چه باید کرد که در راهی که ناگزیر  از رفتن در آن هستیم وقتی به خط پایان میرسیم مثل اون میوه رسیده و کامل به این خط برسیم نه مثل یک برگ زرد و بی مصرف واقعا"  باید چه کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 
comment نظرات ()