در مکانی که نمیدانم کجا بود و در زمانی که نمیدانم چه وقت بود و در وبلاگی که بازهم نمیدانم نویسنده آن چه کسی چه بود خواندم،
برگها در نهایت زوال و بیچارگی از درخت می افتند و میوها در غایت کمال و رسیدگی
انتخاب با خود تو است که در نهایت کمال بیفتی و یا در غایت زوال
آنچه غیر قابل انکار است این است که در افتادنت شکی نیست و روزی خواهی افتاد.
نمیخوام حرفهای کلیشه ائی یا فلسفی و مد روز بزنم اما میخوام بگم گاهی در چند خط نوشته کوتاه دنیائی مطلب است البته اگر ما بتونیم اونو به موقع بگیریم ب گ ی ر یم
این مطلب منو به فکر انداخت که چه باید کرد که در راهی که ناگزیر از رفتن در آن هستیم وقتی به خط پایان میرسیم مثل اون میوه رسیده و کامل به این خط برسیم نه مثل یک برگ زرد و بی مصرف واقعا" باید چه کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نظرات ()