هشت مارس

 سلام دوستان نازنینم

روز هشتم مارس روز جهانی زن است. از من خواسته شده است تا در برنامه ائی که به همین مناسبت از طرف یک انجمن فنلاندی / سوئدی  حمایت از حقوق زنان بر پا است به نمایندگی از زنان فارسی زبان سخنرانی کوتاهی داشته باشم . نمایندگان سی و دو کشور در این برنامه شرکت دارند و من واقعا نمیدانم با اینهمه ظلم وستمی که هنوز در قرن بیست و یکم بر زنها روا داشته میشود چگونه میشود از روز زن صحبت کرد . و آیا صولا؛ تشکیل و شرکت در این کنفرانسها و جلسات دردی را از  آنها دوا میکند یا خیر.

عده ائی را عقیده بر این است که همین که زن ها میتوانند تحصیل ، کار و  یا مثلا؛ رانندگی کنند دیگر تمام حق و حقوق آنها به طور تمام و کمال پرداخته شده است . اما درست اشتباه در همین جاست چون به اعتقاد من با تمام امکاناتی که زنها دارند باز هم بی عدالتی در مورد آنها بیداد میکند . این بیعدالتیها شدت و ضعف دارد . در اروپا و آمریکا گو اینکه زنها حاکمان مطلق به نظر میرسند باز هم آمار خشونت و تعدی به زنها بسیار بالا است و بیشترین قشر آسیب پذیر از آزار مردان را زنان تشکیل میدهند . خود من بارها و بارها شاهد درگیری و کتک خوردن دختران و زنان جوانان از شرکای جنسی اشان در همین اروپا بوده ام و آنهم در ملا عام . اما در کشورما داستان شکل دیگری دارد وحمایت نکردن قانون از زنان و دختران علتی است که این موجودات به ظاهر ضعیف اما به زعم من هزاران مرتبه قویتر از مردان در هنگام بروز مشکلات خانوادگی بی پناه باقی بمانند چون در جامعه ائی چون ایران درست است که تعداد دختران تحصیل کرده وامروزی فراوان است اما این فقط تا زمانی است که این دختران دقیقا؛ آنچه را که معیارهای نجابت و تعصب است نادیده نگیرند. در غیر اینصورت نه آزادی معنائی خواهد داشت و نه ایده و تفکر .

در افغانستان هم که خودتان میدانید زنان و دختران در ورطه ائی دست و پا میزنند که عاملان آن ابتدا دولت و بعد خانواده هائی با تعصبات شدید و خشک و تابوهای بی مثل و مانند هستند. چندی پیش مطلبی را از دوست خوبی در وبلاگش خواندم که سخت مرا تحت تاثیر قرار داد .  دوست نازنین و هنرمندم آقای سلیمان دیدار شفیعی  در وبلاگشان به نام نوای دل تعریف کرده بودند که خواهرشان را برای امتحان کنکور همراهی میکردند و در آنجا دختر جوان و آرزومند و مشتاق ادامه تحصیلی را دیدند که با تحقیر و توهین توسط نامزدش به خانه برگردانده شد و دل کوچک دخترک ناکام از تحصیل  شکست در حالی که سراپا در آرزوی ادامه تحصیل و خدمت به هم نسلان خود میسوخت .و  تعجب در این است که این آقا و امثال او اگر همسر یا مادر و خواهر خود را برای مداوا به بیمارستان ببرند با کمال وقاحت درخواست دکتر و نرس زن را دارند و از معاینه ناموسشان !!!! توسط دکتر مرد ابا دارند . آنها نمیدانند که همین دختران محروم از تحصیل شاید که نه  حتما؛ معلمان ، پزشکان ، وکیلان و مهندسان خوبی برای کشورشان خواهند شد.   کشتن زنی توسط شوهرش بوسیله تفنگ و در ملا عام بنابر فیصله مجمع ریش سفیدان یک روستا دیگر خبری است  که آنرا میتوان نمونه ائی از خروار دانست . خودسوزی و خودکشی زنان و تن به خفت و خواری دادن  آنها قصه تازه ائی نیست و تمام اینها بهانه ائی است تا سروده ناچیزم را که از بند بند وجودم برای زنها برخاسته است به شما دوستان تقدیم کنم . این شعر از زبان دختران و زنان دردکشیده و بیگناه افغان سروده شده است .

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

پای احساس مرا باز کنید

لحظه ائی از قفس آزاد کنید

 

بگذارید که پرواز کنم

نفسی گیرم و اغاز کنم

 

آسمان بینم و یک اوج بلند

بزنم بال و شوم قدرتمند

 

باغ احساس مرا آب دهید

دسته ائی از گل گلاب دهید

 

تا به کی رنج نهان غصه و غم

وحشت و حسرت و بیزاری وغم

 

کنج آلونک و یک مشت دروغ

بیخبر از در و دنیای شلوغ

 

کور و کر جاهل و نادان باشم

باعث رونق کاشانه مردان باشم

 

علم و تحصیل مرا چون ننگی

کار و دانش به سرم چون سنگی

 

حق آزادی و کوشش ممنوع

سخن تازه و رویش ممنوع

 

تا به کی روح مرا می پالید

تا به کی جسم مرا میخواهید

 

تا به کی صحبت نادانی من

قصه دین و کم ایمانی من

 

بگذارید کمی شاد شوم

ناله ائی بودم و فریاد شوم

 

در گلستان ادب بار دهم

دست یاری به تو ای یار دهم

 

گوش کن ای پسرم ، پاره تن

یا توای محرم من همسر من

 

میشود مقصد و مقصود مرا

گر تو همراه شوی زود مرا

 

روز و شب جهد کنم بهر وطن

تا کشم روی به دامان کفن

 

گر تو خواهی وطنت آبادان

زنده گردد گل تو در گلدان

 

پای احساس مرا باز کنید

لحظه ائی از قفس آزاد کنید

/ 41 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر

سلام برای آشنایی زیاده روی کردم . خوب اولین چیزی که باید بهتون بگم اینه که اصلا با پسرتون مخالفت نکنید که مثل من مدارک کامپیوترش رو نندازه دور و برا گواهینامه ی پایه یکم بگیره و . . . بعد هم کاشمر شهریست به طول و عرض و ارتفاع جغرافیای 125.214.874 [نیشخند] . نه اینها الکی بود شهریست نزدیک مشهد مقدس و خیلی خوب . کاشمریها از ابتدای تاریخ سهم مهیم در تبادل اطلاعات در دنیا داشته اند به گونه ای که خیلی خوب هستند و فلاسفه ی کاشمر توانسته اند دنیای فلسفه را دگر گون کنند و خیلی خوب بوده اند البته من هیچ کدومشون رو نمیشناسم ولی مطمئنم که افلاطون پسر خاله ی دختر خاله ی مامان شوهر دختر زن دایی ی عموش می خواسته از کاشمر یک عکس بگیره که عمرش به دنیا راه نداده و مرده که نه خودش رو به خواب زده تا نگیره .. باز میام پیشتون .. امیدوارم روزی در دنیا فرا برسه که هشتم مارس یادگار تلخ روزهای گرفتن حقوق زنان باشه و زنی در دنیا مظلوم واقع نشده باشه ...[گل][گل]

ناصر

باز باز سلام آهنگ وبلاگم مال "محسن یگانه" است . در سریالی به نام ماه عسل تیتراژ پایانی بود .. این دفه دیگه جدی جدی بای[زبان][خداحافظ] اما تضمینی برای برنگشتنم نیست ها[لبخند]

ناصر

باز باز باز سلام کامنت اول مال پسرتونه ؟ سجاد ! من هم برای برادرم سجاد و شما آرزوهایی می کنم که در کامنت اول ایشون گفته بود واقعا که من هم یه آشنا شدن با شما افتخار می کنم . یک مادر محکم و مقتدر ایرانی [گل][لبخند][گل][گل]

سهیل

شهلا جان وبلاگت قشنگ با احساس و پر بار بود ادت بردم طبع لطیفی داریhttp://tehran30.blogfa.com

عطش کوچ

عزیزم شهلا جان همه خوبیها را یکحا از دوست برایت می خواهم...ما سعادت نداشتیم ..هر ان خودتان ایران امدید کلبه کوچک ما را قابل بدانید قدم از شما وچشم از ما...[گل][گل][گل]

علی رشوند

سلام خانم ایزدی از اینکه در خارج از کشور برای احقاق حقوق زنان ایران و افغانستان در تلاش ارزند ه ای است دموکراسی یکی از بارزترین نمودش در برابری حقوق زن و رد استکه کشورهای جهان سوم در ابتدای راهند

خانه پدر

شهلا خانم گل موفق باشید . از عید نوروز چه خبر . برنامه شما چی هست؟

سحاد وفاطمه

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] مادر دوستت داریم

دو کبوتر

سلام مهربون آدرس وبلاگ جدیدم اینه . ممنون از همراهیت .[گل] زندگی من ×× الهام ×× سابق

حسام

خیلی عالی مینویسی من خوشم آمد. دوست دارم اگر سری به کلبه من هم بزنی