یک عکس یک خاطره

alivaashkantu8.jpg

دوستان خوبم

 نميدونم برای شما پيش آمده که با ديدن يک عکس و يا شنيدن يک صدا سالها به عقب برگرديد . شک ندارم که اين اتفاق برای هر کسی در هر کجا ممکنه که پيش بياد . حالا ميگم چرا اينو از شما پرسيدم ديروز به آلبوم عکس بچه ها نگاه ميکردم و با مقايسه عکسها گذشت سالها را بيشتر و بيشتر احساس  کردم  اين عکس توجه منو جلب کرد و بد نديدم که بزارمش اينجا چه اينکه هميشه دوستان خوب رفيق اين راه پر از سنگلاخ و ياور لحظه های گذرا اما عميق آدم هستند . اين عکس تقريبا؛ مربوط ميشه به هفده سال پيش يه روزی که پسر کوچکم اشکان خيلی اذيت ميکرد و نميذاشت به کارام برسه سپردمش دست داداشش علی  که براش نقاشی بکشه تا منم به درسام و کارام برسم و چون ديدم دوستانه داره بجای نگاه کردن به نقاشی علی مدادشو ميخوره و ساکت و آرومه عکسشو گرفتم  حالا بعد از گذشت اون سالها هردو دوتا جوون رعنا شدن و شايد يادشون نياد که مادرشون با چه مرارتی هم درس خوند و هم اونهارو تربيت کرد  ...... اين قصه ائی  است که از هر زبان بشنويم نامکرر است قصه زحمات مادرها و عشق و توجهشون به بچه ها  .

 دوباره کوير خشک خاطراتم با يک عکس شخم زده شد و دلم ميخواد که اگر بتونم بذری از اميد توی اون بکارم.

در اولين فرصت يه عکس از الان دو تا پسرا ميزارم تا ببينيد وحال کنيد که از اين دو وروجک با مزه چه موجودات عجيب و غريبی درست شده   . ترو خدا يه نگاهی به اشکان بندازيد کاملا؛ نشون ميده که مادر اين پسر چقدر آرزوی دختر داشته که موهای پسرشو دخترونه درست ميکرده   خدا که به من نداد به هرکی داده بهش ببخشه     خوب دوستان گلم از اينکه اين پست خيلی خانوادگی شد ببخشيد   البته خانواده هم جز مهم و زيبائی از وجود همه آدمهاست که انکار ناپذيره  . راستی از اشکان گلم هم ممنونم که با اجازه خودش برداشته يه قالب جديد برام گذاشته چون معتقد ه که اون يکی خيلی خسته کننده شده بود    تا نظر شما عزيزان چه باشه ؟

 

agE31239.jpg

/ 31 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دولتشاهي

سلام بر نازنين دوست زيبا وبلاگم الحق که قرمزته البته من روی هيچ تيمی تعصب ندارم ولی از ديدن رنگ قرمز غش و ضعف ميکنم . اين آقا اجازه رو درياب . بنده خدا کلی حساب باز کرده ، ميخواد در طنز نويسی باهات دست و پنجه نرم کنه . عزيزم نکنه يه وقت ميدان رو خالی کنی . امروز اصلا حالم خوب نبود ولی به شهلا جون و محرمانه ها سر زدم مانا و پاينده باشيد اينهم يک کامنت تحريک آميز بود

محمد رضا

سلام همیشه به این نکته توجه کن که چه موقع فراتر از حد و مرز خودت پیش می روی. سپس هماهنگی را در زندگیت پیدا کن. ممنون میشم از حضور گرم و دلنشینت اپ کردم بیای منت گذاشتی

محمد رضا

سلام ممنون از حضور گرم و دلنشينت ولی کاش اينقدر ميدونستی با من چه کرده و بعد عادلانه تر قضاوت ميکردی شهلا خانم پاينده باشی

پرستوي مهاجر

سلام نامه شما رسيده اما نه فارسی است نه انگليسی ونه به هيچ زبان ديگر اصلا خوانده نشد چند روش ونرم افزار را هم رويش پياده کردم نشد که نشد به هر حال خيلی مشتاقم که ببينم چه نوشتی اگر امکان دارد دوباره بنويس يا ازش عکس بگير وبفرست متشکرم

مریم گل

لام به شما خواهر خوبم . خیلی خوشحالم که هنوز انسانهای وارسته ای مثل شما وجود دارند . آخه می دونی که در دنیای اینترنتت بیشتر فریب به چشم می خورد مگر عده ی محدودی مانند شما . به من هم سر بزن . مرسی

باچه آزره

خواهر گرامی و عزیزم درود با مطلبی در بارۀ هشتم ثور آپم سبز باشی.

افشين ارزو

سلام خواهر جون اميدوارم که تمامی اعضای فاميل شما خوب باشند سلام منو خدمت تک تک شون برسون از اينکه از شماسوالی کرده بودم منو ببخشيد من خيلی جسارت کردم اما از اينکه با شما خواهر اديب ونويسنده اشنا شدم خيلی خرسندم راجع به اسم من پرسيده بوديد من اسم اصلی من نيلوفر و کنیه ام ارزو است اما دوستانم مرا به اسم افشين ميشناسند چون در طفوليت وقتی پدرم برای بار اول که من را در مکتب ثبت نمود به همين اسم افشين بود از همين رو دوستانم مرا به اسم افشين ميشناسند. نوزده ساله ام درشهر تورنتو بودم البته با برادرم يکجا زيست مينمايم برادرم ميخواهد برای پسرش يک عروس بيارد پدر و مادر من در شهر کابل هستند شکر خداوند جور وسر حال هستند من هم با برادرم ميروم شايد دوباره برنگردم چون شايد من هم عروسی نمايم فعلا ۵ روز است که در خانه خواهر بزرگم که اسم اش فاطمه میباشد در تهران کرج کيلومتر ۱۳۷ بلا گ ۲۳ با برادرم ميباشم چون پشت خواهرم نيز دلگير شده بودم ميخواهم يه هفته باخواهرم باشم اون منو خیلی دوست داره اگر افغانستان برسم شاید دسترسی به خط انترنت کم مهیا بشه پشت همه دوستانم دق میشم خدا حافظ خدا کند که اين معلومات کافی باشه خداح

افشين ارزو

اگر عروسی کردم که انشاالله شما را احوال ميدهم اميد که مننو گل باران نمايد.منم شما را دعوت مينمايم که به محفل عروسی شرکت نمايد و رسوم وعنعنات افغانی رو هم تماشا کنيد. از اينکه بخودی حرف زدم مننو ببخش

محمد رضا

سلام الهی هیچ جا سفر نباشه اپیدم سر بزنی منت میذاری

محمد رضا

سلام سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد ممنونت میشم سر بزنی منم اپیدم