بادبادک باز يا گودی پران باز

ديروز دوستی از ايران لطف کرده بود و کتابی برايم فرستاده بود که قبلا؛ د رمورد آن در مطبوعات و رسانه ها مطالبی را خوانده بودم . اصل اين کتاب به زبان انگليسی نوشته شده است و به خيلی از زبانها ترجمه شده است از جمله به زبان فارسی . نويسنده اين کتاب شخصی به نام آقای خالد حسينی است که نويسنده ائی افغان است . تا اينجای داستان را داشته باشيد تا بعد ،پسرم برای تعطيلات نوروزی سفری کوتاه به ايران داشت و ديروز به خانه برگشت در ميان انبوهی از سوغاتی هائی که مادر و خواهر و دوستانم فرستاده بودند و مثل کوهی بزرگ از چمدان او بيرون ريخته بود کتابی با جلد سفيد و قرمزنظرم را جلب کرد به طرفش يورش بردم و فوری به سينه ام چسباندمش . جالب بود در ميان انبوهی از خوراکی و پوشاکی که بوی وطن را ميداد فقط و فقط اين کتاب جلب نظرم را کرد . دوستی به رسم يادگاری اين کتاب را برای همسرم که افغان است فرستاده بود . اما با اجازه شما از ديروز تا به حال که من اين کتاب را مطالعه کردم در خانه ما نه از غذا خبری بود و نه از ارتباط  من با دنيای بيرون از اتاق مطالعه ام  کتاب حدودا؛ چهار صد صفحه دارد . من امروز موفق شدم تمامش کنم و تازه يادم افتاد که چمدان پسر نازنينم هنوز کف اتاقش ولو است و مادری نيست که با عشق مادرانه وسايلش را جمع  و جابجا کند  . اما در ارتباط با کتاب بايد بگويم که اگر بخواهم آن را به بوته نقد و بررسی بکشانم فرصت بسيار زيادی می طلبد . اما در يک جمله می گويم که مدتها بود کتابی از نويسنده افغان به اين سبک و سياق نخوانده بودم که تا به اين حد گيرا و زيبا باشد  واقعا؛ مرا گرفت و با خود به دنيای کودکی های نويسنده برد و باعث شد هزاران هزار سوال از همسرم در رابطه با شکل و شمايل بادبادک يا به قول افغانها گودی پرا ن بپرسم و در کنار ش با يکی ديگر از جلوه های فرهنگی افغانستان بيشتر آشنا بشوم . به شما دوستان عزيز توصيه می کنم که اگر در دسترس داريد حتما: اين کتاب را مطالعه کنيد شرط می بندم که خوشتان بيايد حالا چه خودتان اهل قلم باشيد و يا چه نباشيد  در اولين فرصت من تکه هائی از اين کتاب را انتخاب می کنم و برای شما در اينجا می گذارم . اگر کسی از شما هم اين کتاب راخوانده منتظر شنيدن عقايد و نظرتان هستم  . خوب ديگر کافی است بايد بروم و برای اهل و عيال به فکر نان و آبی باشم تا صدايشان به اعتراض بلند نشده است  پس شما را تا پست بعدی به خدا می سپارم .

/ 19 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرستوی مهاجر

سلام شهلا محترم وارجمند خوبی ؟؟ مطلبتو هنوز وقت نکردم گفتم تا کارتم تموم نشده نظر بدم واقعا زيبا نوشتی به من سر بزن

وحيد

سلام شهلا خانوم حالتون خوبه مثل اينکه شما هم دل پری داريد شما ديگه چرا آدمی که تو اکراين زندگی کنه ديگه نبايد غمی داشته باشه مي دانم مشکلات زياده ولی اينجا اوضاء خيلی بد تر از اونجاست . به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

دکتر رحمانی

سلام شهلا خانم خواهر گرامی ممنونم از نظر شما . در واقيعت من هم با شما هم عقيده هستم و بايد باشم . اما خوب زمانی هم انسان اين همه را دوست ندارد . باز هم کوشش ميکنم که ديگه بيخيال باشم . و کامنت اش را حذف نميکنم تا ببينيد که اون چی مينويسد . شما باور کنيد با خواندن نوشته اش انسان آب ميشود . اما او همين طور به بي حيای خود ادامه ميدهد و مينويسد . و جالب اين جا در طی حدود سه سال است که وبلاگ دارم و با دوستانم در تماس هستم اين اولين دفعه است که چنين حالتی پيش آمده است . قبلا چنين نشده بود . خوب بهر صورت حالا وختش آمده که برم قرص بيخيالی خودم را بخورم . شما هم سلام برای آقای انجينير صاحب برسونيد . خدا نگهدار شما

صنو و ناصر

salam shahal jon khobey azizam aval saley noro barat tabrek megam omedvaram ke saley khobey dashta bashen mofagh bashen dovom mekhastam begam vaghan webet aley asat man ke shakhsan khosham omad medoney baram kheley jaleb asat webet chon mebenam maslan eak iraney hamchey rabtey khobey ba afghaney darey kheley baram dost dashtaney asat man eak dost degaram daram ke khodesh iraney asat ama shoharesh afghan asat onam vaghan kheley aley asat mesl shoma omedvaram hamesha mofagh bashey har jaey ke hasten

پرستوی مهاجر

سلام خانم ايزدی وبی ن خوشين؟؟ اميد وارم که اين طور باشه واز شما يک دنيا ممنونم به خاطر اين که اين همه به من لطف دارين ووبلاگ مرا قابل دانسته وبهش سر می زنيد سخن کوتاه کنم : من به دليل پاره ای از مشکلات که بيشترش مربوط ميشه به ايرانی های مهربون نتوانستم به درسم ادامه بدهم مشکلات اقامتی از يک طرف ومشکلات مالی از طرف ديگر انقدر فشار اورد تا منو مجبور کرد علی رغم علاقه شديد به درس از درس خواند فاصله بگيرم تا دوم دبيرستان بيشتر نخوانده ام وهر چی هم خوانده ام شبانه بوده تعريف نباشه معدلم نسبت به همه همکلاسيهام بالا بوده درس ومشق را از من دريغ کردند ولی من هنوز برای درس عشق وعلاقه نشان می دهم طوری که وقتی از سر کار بر می گردم به جايی ان که خانه بروم می رم سر کلاس کامپيوتر اما معلوم نيست که مدرکمو می دهند يانه؟ شهلا عزيز وارجمند من جمعه ها در جلسه نقد داستان هم شرکت می کنم کاش شما هم اينجا بوديد. شهلا مهربون به بقيه سوالهای شما در ايميل شما جواب خواهم داد .به اميد ... بر قراری عدالت

پرستوی مهاجر

سلام مجدد اره اينترنت در ايران کارتی هست به اين صورت که ما يک کارت که بسته به نوع ان وتعداد ساعت سرويس ان قيمتش متفاوت می باشد می خريم واز ان استفاده می کنيم علاوه بر اينکه کارت را می خريم يک مقدار پول هم روی قبض تلفن در نظر گرفته ميشه در کل بهای خدمات اينترنت در ايران با لا وسرعت ان خيلی کم است ( من برای يک کارت ۱۲ ساعته بايد ۲۵۰۰ تومان بپردازم ويک مقدار که پول ديگر هم که بسته به ساعات شبانه روز هم روی قبض می نويسند (ساعت ۱۰۰ الی ۳۰۰ تومان ) منتظر ايميلم باشيد تا بعد...

مهسا مامان ملودی

سلام عزيزم خوبی؟ممنون که به من سر زدی دوباره ميام سراغت کاکو الان عجله دارم.

دولتشاهی

سلام شهلا جون عزيزم در ايران علاوه بر اينکه اينتر نت کارتيه و پول تلفن هم بايد پرداخت شه . سيستم ای دی اس ال هم هست که فقط با پرداخت وجه مشخصی در ماه ۲۴میشه استفاده کرد برای کسانی که زیاد با اینترنت کار میکنن خیلی به صرفه س

دولتشاهی

دوباره سلام زمانی که شما برای من کامنت گذاشتيد من هم مشغول نوشتن برای شما بودم وقتی صفحه خودمو ديدم و متوجه سوالاتون شدم دوباره برگشتم پدر من در اصل از تهران هستن از نوادگان فتحعلی شاه قاجاره . پدر بزرگ پدرم به حکومت کرمانشاه منصوب شدن که در طاق طاق بستان هم عکسشون حک شده همين طور مسجد عمادالدوله و بازار کرمانشاه . به اين ترتيب اجدادم در کرمانشاه ماندگار شدن . من چون شوهرم در کرج بود بعد از ازدواج به کرج اومدم . ۲ پسر ۱۴ ساله و ۸ ساله دارم . البته بيشتر کارهای وبلاگمو شوهرم انجام ميدن . هر سوال ديگه داشتی در خدمتم

دولتشاهی

داخل view گزينه Encoding گزيته utf8 رو بزنيد فارسی نويس ميشه